السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
186
تفسير الميزان ( فارسي )
كنتم اثخنتم القوم و الا فاركبوا اكتافهم » ( ظاهرا كنايه از اين است كه بكشيد و گر نه فديه بگيريد ) . و نيز فرمود : سپس عباس را آورده و به او گفتند بايد براى نجات خودت و برادر زاده ات فديه دهى . عباس گفت : اى محمد آيا رضايت مىدهى به اينكه براى تهيه كردن اين پول دست گدايى به سوى قريش دراز كنم ؟ حضرت فرمود : از آن پولى كه نزد ام الفضل گذاشتى و به او گفتى اگر پيش آمدى برايم كرد اين پول را خرج خودت و بچه هايت كن فديه ات را بده . عباس عرض كرد : برادرزاده چه كسى شما را از اين ماجرا خبر داد ؟ فرمود : جبرئيل اين خبر را برايم آورد . عباس گفت : به خدا سوگند غير از من و ام الفضل كسى از اين ماجرا خبر نداشت ، شهادت مىدهم به اينكه تو رسول اللهى . امام ( ع ) فرمود : اسيران همه فديه دادند و با شرك برگشتند غير از عباس و عقيل و نوفل بن حارث كه مسلمان شدند ، و در حقشان اين آيه نازل شد : * ( « قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الأَسْرى . . . » ) * « 1 » . مؤلف : در الدر المنثور هم اين معانى به طرق مختلفى از صحابه روايت شده ، و نيز مساله نازل شدن اين آيه در حق عباس و دو برادرزاده اش از ابن سعد و ابن عساكر از ابن عباس روايت شده ، و همچنين در اينكه مقدار فديه اى كه هر يك از اسراى كفار دادند و آزاد شدند چقدر بوده و نيز داستان فديه دادن عباس از طرف خودش و از طرف دو برادرزاده اش را طبرسى در مجمع البيان از امام باقر ( ع ) مطابق روايت حميرى نقل كرده است « 2 » .
--> ( 1 ) قرب الاسناد ص 12 ( 2 ) الدر المنثور ج 3 ص 205